سی سالگی

خرید بک لینک
من هنوز از تو می نویسم
از چشمان سبز رنگت
انگار کلمات, هم به حضورت خو گرفته اند !
میدانی واژه ی دیگری در سطرهایم نمیگنجد
تنها تو را می خواهد و بس ؛
آخر چطور ؟ !
دیگر از تو ننویسم...
تویی که نه تنها من حتی کلمات,م را شیفته خودت کرده ای...
تو
تو
توی لعنتی همانی که عاشق,م کرده ای ...

"مهرنور"

سی سالگی...

ما را در سایت سی سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 14:28

نیستی,...نمیبینی... که ثانیه ها با تاخیر در خاطراتت حرکت میکنند...نمیشنوی...صدای ناقوس جدایی ات را که قلبم را میلرزاند...حس نمیکنی...بغضم را که در گلو میشکند...لمس نمیکنی...تنهایی ام را تا که میان دو ب سی سالگی...

ما را در سایت سی سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 14:28

شب است...
من و عکس هایت...
و چشمانی نمور و تار...
شب بخیری که در گلو حبس شده...
تو آسوده بخواب...
مبادا پریشان باشی عزیزکم...
"مهرنور"

سی سالگی...

ما را در سایت سی سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 14:28

در رویاهایم قدم میزنم...برگ های پاییزی را پشت سر میگذارماز کنار کلبه ای چوبی گذر میکنمچشمانت را میبینمنزدیک میشومتا لمس کنم صورتت را...اما...محو میشوی مقابل چشمانمدستانم در هوا ثابت می ماند...چشمانم خ سی سالگی...

ما را در سایت سی سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 14:28

نگاهم سُر میخورد...
به روی یادگاری هایت..
ضربان قلبم کند میشود..
نفسم میگیرد..
خاطرات لعنتی دست روی گلویم گذاشته اند..
در پس دلتنگی هایم جان میدهم..
آرام آرام روح زخم خورده ام
کنارت قرار میگیرد..
و آسوده میشوم از شر این ثانیه, ها...
"مهرنور"

سی سالگی...

ما را در سایت سی سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 14:28

آن لحظه که نبودنت, را در آغوش, میکشم...
گم میشوم در ذهن تو...
تو خیالت تخت...
کسی مرا به خاطر ندارد...
آرام میشکنم در ثانیه های فراموشی...
به خدا قسم تحمل این ها به سادگی رفتنت نیست...
آخر تو شروع و پایان منی.
"مهرنور"

سی سالگی...

ما را در سایت سی سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 14:28

چشم هایم تر شد...از زمانی که چشیدم تلخیه سیب تو را آه از بارش غم های حمید... از سیب دندان زده در دست فروغ چطور افتاد به خاک...و گمانش این برد که دو دلداده را کرده جدا...پدری غمناک از آنچه گذشت خون دل سی سالگی...

ما را در سایت سی سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 14:28

نوشته حمید, مصدق: تـــــو بــه مـــن خندیدی و نمیدانستیمـــن به چه دلهره از باغـــچه همســـایهســــیب را دزدیدم !باغبــــان از پی مــــن تند دویدســــیب دندان زده را دست تو دیدغضب آلــــود به من کرد ن سی سالگی...

ما را در سایت سی سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 14:28

گاه دلم میخواهد تنها باشم...از همان تنهایی, هایی که فقط خودت از خودت خبر داری و بس...دور از هر آدمی که بخواهد با نگاهش دلت را به آتش بکشد...به دور از هر کسی که بخواهد با زبانش همه وجود را مچاله کند و ب سی سالگی...

ما را در سایت سی سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 14:28

قلمو کاغذ و واژه همه غرق تواند ...در خیالت بودم و ندانستم به یکباره چه شد!رنگ باخت قلمم ...واژه سرگردان شد و بر پیکر کاغذ ننشست ؛ همه را بر دل خود حک کردم آه ...امان از سکوتی که برده است مراو چه میدان سی سالگی...

ما را در سایت سی سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 14:28

صفحه بندی